محمد بن حسين رازي

419

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

درين چند موضع ياد كرديم . و بارى تعالى حاسه انسان دوازده كرد و چشم و دو گوش و دو سمع و دو منخرين و شم و ذقن و دهان و لمس . و دعايم چهارده آفريدندمان ؛ و آن محمد و فاطمه است ، دوازده ديگر عدد ائمهء : دو ساق و دو فخذ دو رك دو كتف دو عضد دو ساعد و موها كه طهارت آن واجب بود در وقت اداء فريضه دوازده است موى سر و آن هر دو ابرو چهار پلكهاء هر دو چشم و هر دو عارض و هر دو سبال و موى عنفقه . اينها آيات نفس است . و امثال اين حدى ندارد ، اگر جمله ياد كنيم ملالت خيزد و ممكن كه به آخر نرسد ، و در بطلان سخن ايشان اين قدر و كم اين كفايت است . اگر گويند اسماها كه ياد كرديد كه دوازده حرف است جا هست با حروف دوازده‌گانه دو تشديد هست و در بعضى يك تشديد و نزد ارباب نحو و لغت تشديد بدل حرفى باشد كه آن را ادغام كرده باشند ، پس دوازده حرف بيش است . بر جواب گوييم اگر يك تشديد بود حرف سيزده باشد و آن دليل بود بر رسول ( صلعم ) و اگر دو بود حروف چهارده بود و آن عبارت بود از رسول و فاطمه و ائمه دوازده‌گانه عليهم السلام . اگر ملاحدهء ملاعين گويند : ما اعتقاد داريم در ائمه دوازده‌گانه ، اما مىگوئيم آن شش‌گانه اوصياء آن هفت‌گانه بودند . گوئيم اين انقطاع باشد و چون حجتى بر شما ظاهر و ثابت گشت و دعاوى فاسد و باطل شد اين عذر آورديد و در آن هيچ فايده نيست و شما را سود ندارد و عالميان را معلوم است كه شما اعتقاد به صانع نداريد و حشر و نشر و قيامت ؛ آرى ، اما از بهر تخليط و فريقين جهال خرافاتى چند وضع كرده‌اند و گويند امامان هفت‌اند سابعشان اسماعيل پسر صادق و اجماع امت است كه او پيش از صادق وفات يافت و دو امام در يك زمان تصور نبندد . پس باطل شد كه اسماعيل امام بود و از امير المؤمنين